ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

285

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

كه اين گفته مبالغهء خبيثانه‌اى است ولى اين هم حتم است كه انگليسيها ديگر با آن نيرو و قدرتى كه لازمهء تحت تأثير قرار دادن مشرق‌زمينيهاست وارد عمل نمىشدند . به همين جهت خودكشى دو افسر عالىرتبهء انگليسى را كه در اين برخورد شركت داشتند نشانهء بزدلى و جبن آنها پنداشتند . گزارش جنگى زير كه از طرف افسرى ايرانى دربارهء تمام اين حوادث تهيه شده است به خوبى روشنگر اين نكته است كه ايرانيان چگونه به اين ماجراى نظامى مىنگريسته‌اند : « در ميدان جنگ خشكاب ، بيست و هفتم رجب 1857 « 10 » . « در هفتم جمادى الثانى سال گذشته ايرانيها در اردوى خود مطلع شدند كه انگليسيها از بوشهر به حركت درآمده و روانهء برازجان شده‌اند . بلافاصله شجاع الملك فرمانده كل تصميم گرفت كه به مقابله با آنان برخيزد و همان شب به آنان حمله برد . مقارن غروب همهء اردو به حركت درآمد . اما هنوز درست به راه نيفتاده بوديم كه باران وحشتناكى شروع شد كه نه تنها لباسها و مهمات ما را غرق آب كرد بلكه راه چاه كوتاه را نيز غير قابل عبور ساخت به نحوى كه ناگزير به مراجعت شديم . پس از رسيدن به اردو از طريق پيك باقر خان دشتى خبردار شديم كه نيروى اصلى انگليسيها متشكل از سيزده هزار پياده ، هزار سوار و 28 عرادهء توپ در حال نقل و انتقال است و در نظر دارد روز بعد دست به جنگ با ما بزند . متعاقب رسيدن اين خبر كه همه آن را درست و مطمئن پنداشتند فرمانده نقشهء سوق الجيشى خود را تغيير داد و شوراى جنگى اعلام كرد با سه هزار سرباز و پانزده عرادهء توپ احمقانه است كه در انتظار دشمنى با چهار برابر قدرت بنشينيم و به اين دليل تصميم گرفته شد به تنگه‌هاى ننيزك و دالكى عقب بنشينيم . « مقارن ظهر شجاع الملك با قشون به طرف دالكى حركت كرد و ايلخانى شيراز با قواى سوار و پيادهء سبك به طرف ننيزك رهسپار گرديد . ساعتى بعد انگليسيها بدون اينكه حتى يك تير شليك كنند به اردوى ما وارد شدند و در آنجا فقط با چند چادر و چند جعبه از مهمات روبرو گرديدند . ما اين جعبه‌ها را خود در آنجا گذارده بوديم چون دو روز پيش تعداد زيادى از حيوانات باركش خود را به دالكى فرستاده بوديم تا از آنجا آذوقه بياورند . « براى اين اتفاقات كه انگليسيها و حتى چند تن ايرانى آن را نوعى پيروزى تلقى كردند به گمان من بايد فرمانده خود را بسيار تمجيد كنيم . زيرا در اردوى برازجان ، بدون هيچ حفاظى در معرض آتش توپخانهء انگليسيها قرار مىگرفتيم و دچار تلفاتى غير عادى مىشديم و محتملا كليهء قواى خود را از دست مىداديم ، اما در عوض با اين اقدام خود يعنى ترك اردو تقريبا همه چيز خود را نجات داديم و درحالىكه راه دشمن را به شيراز سد كرديم مجبورش ساختيم كه با تحمل مشقات و صدمات بىنتيجه ، خود را خسته و فرسوده كند .

--> ( 10 ) . برابر با 1274 ه . ق . - م .